محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4511

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« كه چون شير حمله مىبرد « آنگاه بيفتاد و در خونى كه « بر تن نرم روان بود « غوطه مىزد « آنگاه قبطيان بر سر وى آمدند « و بر سر شمشير و انگشتر منازعه كردند . » گويد : سليمان برفت و در فارس به ابن معاويهء جعفرى پيوست . ابن هبيره يك ماه ببود . آنگاه عامر بن ضباره را با مردم شام سوى موصل فرستاد كه برفت تا به سن رسيد و جون بن كلاب خارجى با وى روبرو شد و عامر بن ضباره را هزيمت كرد كه وارد سن شد و در آنجا حصارى شد . مروان سپاه براى او مىفرستاد كه از راه دشت مىرفتند و چون به دجله مىرسيدند از آن عبور مىكردند و به نزد ابن ضباره مىرفتند و چون سپاهيان ابن ضباره بسيار شد به جون بن كلاب حمله برد كه جون كشته شد و ابن ضباره به طرف موصل روان شد . گويد : وقتى خبر به شيبان رسيد كه جون كشته شده و عامر بن ضباره سوى وى روانست نخواست ميان دو سپاه بماند و با همراهان خويش و سواران شامى و يمنى حركت كرد . عامر بن ضباره با همراهان خود در موصل به نزد مروان رسيد كه سپاهى بسيار از سپاهيان خويش را به دو پيوست و دستور داد به طرف شيبان حركت كند هر جا ماند بماند و چون روان شد روان شود ، نبرد با وى آغاز نكند ، اگر شيبان با وى نبرد كرد نبرد كند و اگر دست بداشت ، دست از وى بدارد و اگر حركت كرد از پى وى برود . گويد : شيبان بدين سان بود تا از جبل گذشت و به بيضاى استخر رسيد كه عبد الله بن معاويه با گروههاى بسيار آنجا بود . كار وى و ابن معاويه با هم بر نيامد و برفت تا در جيرفت كرمان جاى گرفت .